یک مشت نامه

خرید بک لینک

غمگینم، مثل دختری که با دوتا لباس کاموایی ضخیم دور خودش پتو پیچیده و درحالیکه مدام سرفه میکند و آب دماغش را میگیرد، به بخار چایی نباتش نگاه میکند و حسرت میخورد که آخرین نبات خانه را بدون آنکه بخورد، از دست داده. آن هم فقط برای اینکه دارد با گرفته ترین صدای ممکنش برای 18 نفر مینالد که روترهای شبکه چطور کار میکنند

+ نوشته شده در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۹ساعت 18:7 توسط زهرا امامیان
یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: سه شنبه 23 دی 1399 ساعت: 19:17

پریشانم، خواب الیزابت هارمن در سریال گامبی وزیر را میبینم. یک نفر او را متهم به جنون و نبوغ میکند. از همان لحظه پرت میشوم توی یک خواب دیگر، هلاکویی دارد درباره ی جنون حرف میزند، بین حرف هایش اسم یکی یک مشت نامه...

ما را در سایت یک مشت نامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: سه شنبه 23 دی 1399 ساعت: 19:17

صفحه بندی